تبليغاتX
...به امید چتر فردایت خیس بارانم ...


تقدیم به کسی که عشق را زیباتر از معنایش برایم معنا کرد.

...آمدنت...


تو آمدی و ساده ترین سلام را همراه یادگاریهایت کردی, و با پاکترین لبخند وجودم را به اسارت گرفتی,تو آمدی و عمیق ترین نگاه را ار میان چشمان دریایی ات, بر ساحل قلبم نشاندی و زیباترین خاطرات را برایم زنده کردی. تو آمدی و گرمی حضور خورشید را بر طلوع آرزوهایم حک کردی.
و آمدنت همچون قاصدکی بهار را برای هستی خزان زده ام به ارمغان آورد اما.....
سرانجام طوفان حسادت قاصدک زندگیم را به یغما برد.
کاش میدانستم که کدامین بهانه اشتیاق رفتن را در خیالت به تماشا نشاند.
تو رفتی و من در سوگ رفتنت در میان فراموشیها گم شدم.
.....آری.....
تو فراموش کردی و من هنوز با دیدگاهی خواب زده چشم براهت دارم و هنوز مانند پنجره های منتظر باران , حسرت دیدارت را با فرو ریختن اشکهایم ,
به دست غربت میسپارم.
(ای مقدس من هنوز هم اصالت نگاهت را میخواهم)
..:::..دوستت دارم..:::..

من که کسیو جز تو ندارم....پس تنها مونسم خدافس

داش فری

 


+ نوشته شده در یکشنبه 22 آذر1388ساعت 0:3 توسط قیصر |

 

شقایق گفت :با خنده نه بیمارم، نه تبدارم

اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم

 

گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی

نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی

 

یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود

و صحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه

ومن بی تاب و خشکیده تنم در آتشی می سوخت

 

ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته

و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود ز آنچه زیر لب می گفت

 

شنیدم سخت شیدا بود نمی دانم چه بیماری

به جان دلبرش افتاده بود-اما-

 

طبیبان گفته بودندش اگر یک شاخه گل آرد

برای دیدن ادامه ی شعر به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه 21 آذر1388ساعت 11:43 توسط قیصر |

 

 تو اگه پاییزی زردی/ واسه من بهار سبزی

تو اگه هوای سردی/ واسه من همیشه گرمی

تو اگه ابر سیاهی/ واسه من ابر بهاری

تو اگه دشت گناهی/ واسه من یه بی گناهی

تو اگه غرق نیازی/ واسه من یه بی نیازی

تو اگه رفیق راهی/ واسه من یه تکیه گاهی

 

دوستت دارم عزیزم

+ نوشته شده در جمعه 20 آذر1388ساعت 18:13 توسط قیصر |

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

یادم اید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دلداده به آواز شباهنگ

یادم آید تو به من گفتی :

از این عشق حذز کن!

لحظه ای چند بر این آب نظر کن

آب آیینه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت باد گران است!

تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن

با تو گفتم حذر از عشق ندانم

سفر از پیش تو هرگز نتوانم

نتوانم

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی

من نه رمیدم نه گسستم

باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

"حذر از عشق؟" ندانم

نتوانم

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت....

اشک در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیم

نگسستم نرمیدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم

نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم....

بی تو اما

   به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 19 آذر1388ساعت 15:46 توسط قیصر |

+ نوشته شده در چهارشنبه 18 آذر1388ساعت 13:19 توسط قیصر |

+ نوشته شده در دوشنبه 9 آذر1388ساعت 19:54 توسط قیصر |

(اینم تقدیم به خودت )


ببخش عروس قصه؛ دلم جوونی کرده ؛ با تو اگه یه لحظه نا مهربونی کرده ؛ چه سرنوشته خوبی وقتی خود خدا هم ؛ برای خوشبختیمون پا در میونی کرده؛

 عروس خوب  قصه ؛ عروس آرزوهام ؛ وقتی که خیلی تنهام ؛ قهر نکن با چشمام ؛ قهر نکن عشق من ؛ قهر تو آتیشمه ؛ من نمیخوام بسوزم ؛ وقتی دلت پیشمه ؛ برای داشتن توچه راهه دوری رفتم ؛

من نمیخوام بدونی راهو چه جوری رفتم.

داش فری

+ نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388ساعت 21:8 توسط قیصر |

سلام
به کلبه درویشی من خوش آمدید
من فرشاد هستم
برای ابراز احساسات به کسی که دوستش دارید ...


عزیزانی که تمایل به تبادل لینک دارند:
منرا با نام "به امید چتر فردایت خیس بارانم"
لینک کنند و ندایی بدهند تا من هم آنها را لینک کنم.
نظر یادتون نره..:::..؛؛؛